ادب و فرهنگداستاندسته بندی نشدهسبک زندگیسرگرمی

یکی بود یکی نبود «قسمت سوم»

حکایت های گلستان و بوستان

یکی بود یکی نبود…

 

نماز را هم قضا کن!

نوشته های مشابه

مرد زاهدی روزی به مهمانی شخصی بزرگ رفت. وقتی هنگام غذا خوردن فرا رسید،مرد زاهد از عادتِ هر روزه اش ، کمتر غذا خورد.
بعد از برچیدن سفره ، نوبت به خواندن نماز رسید. مرد زاهد سجاهٔ خویش را در گوشه‌ای گسترانید و به نماز ایستاد.
اما نماز او ، چه نمازی بود!
نمازش طولانی و با بجای آوردن تمامی مستحبٌات آن بود؛کاری که او بسیار کم انجام میداد.
وقتی میهمانی به پایان رسید،به همراه پسرش که او هم در میهمانی حضور داشت ، راه خانه را در پیش گرفت.
پس از رسیدن به خانه،
مرد زاهد همسرش را صدا زد و گفت:
غذایی حاضر کن که گرسنه‌ام!
پسر اون که هوش و ذکاوتی در خود داشت ، با شنیدن این سخن پدر ، تعجب کرد و گفت:
ای پدر! مگر در آن میهمانی غذا به اندازه کافی نخوردی؟!
پدر گفت:
کم غذا خوردم تا در میهمانی،آدم پرخوری جلوه ننمایم و بتوانم برای روزهای آینده از موقعیتی که کسب کرده‌ام،بهره برداری کنم.
پسر با شنیدن شرح ریاکاری پدر از زبان خود او گفت:

پدرجان ! «نماز را هم قضا کن ،که چیزی نکردی که به کار آید»

 

تو نیز بخواب!


یادم هست که در دورانِ کودکی ، عبادت بسیار می کردم و علاقه فراوان به زهد و پرهیزکاری داشتم. حتی در بعضی شب ها،بیدار می ماندم و همراه پدرم به شب زنده داری و عبادت پروردگار ، مشغول می شدم.
در یکی از این شب ها ، در خدمت پدرم نشسته بودم و تمام شب بیدار مانده و قران شریف را در دست داشتم و آن را قرائت می کردم.
اتفاقاً ، آن شب در جایی بودیم که تعدادی از مردمان دیگر نیز ، حضور داشتند و در اطراف ما خفته بودند.
من در تمام طول شب ، می دیدم که پدرم مشغول نماز خواندن و  راز و نیاز با خدای خویش است؛اما از جمعیتی که در کنار خودم خفته می دیدم ، حتی یک نفر نیز سر بر نداشت تا دو رکعت نماز به پیشگاه خدای یگانه هدیه بَرَد.
آنها چنان در خواب غفلت بودند ، که به نظر ، مرده می آمدند.
یادم می‌آید که به پدرم گفتم:
از اینها هیچ کدام بر نمی خیزد که همچون ما خدای را عبادت کنند!
پدرم که دنیا دیده بود و می دانست که من به خود بینی دچار گشته ام ، در پاسخ لبخندی زد و گفت:

ای جان پدر! «تونیز اگر بخفتی به که در پوستین خلق اُفتی»

در این قسمت هم با دو حکایت زیبا از کتاب «قصه های گلستان و بوستان»با شما همراه بودیم امیدوام لذت برده باشین.

نوشته های مشابه

‫۲ دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
error: Content is protected !!